X
تبلیغات
بازی پارس آنلاین

فرهاد مهرداد *** farhad mehrdad

فرهاد مهراد

 

 

 

 

فرهاد ،خواننده ای از تبار حقیقت

کاش کی صاحب هنر را این گروه مرده دوست / در زمان زنده بودن مرده می پنداشتند


فرهاد مهراد چند گاهی است که از بین ما رفته و…. طبق روال زندگی… بعد از به آرامش رسیدن هر یک از هنرمندان سر و صدای زیادی از رسانه ها بلند می شود و یادشان می افتد که زمانی هنر و هنرمندی هم وجود داشت..این سر و صداها و خبر های داغ ادامه و ادامه دارد تا هیجانها ساکت می شود.. و رسانه ها هم سکوت می کنند و باز این هنرمند است که از یاد ها می رود.. چندی پیش .. احمد شاملو از دنیا رفت و بعد از ان .. سایتی به نامش دایر شد و .. کتابهای چاپ نشده اش چاپ شد و هر آنچه بهره مادی ممکن بود از نامش برده شد.

مدتی بیش، از مرگ حسین پناهی نمیگذرد ولی دیگر حتی نامی از او در خبر گزاری ها نیست … قبل از آن هم نبوده است!!تعداد این انسانها کم نیست. تا بوده.. همین بوده!!قبل از اینان نامداران زیادی بوده اند.. حمید مصدق.. فریدون مشیری.. سهراب سپهری.. و… و…و.. و باز زندگی تکرار می گردد!!


فرهاد مهراد ،هنرمندی از تبار حقیقت

سخنان زیادی در مورد زندگی هنری و خصوصی فرهاد مهراد در میان است…
همه میگن صدای مخصوص خودش رو داشت. خیلی ها او را به خاطر نرفتن به خارج از کشور و ماندنش تحسین می کنند .. بعضی ها از مهربانیش می گویند و بعضی از انزوایش و سکوتش!! فرهاد انسانی تنها بود .!!

فرهاد موسیقی را از دوستان ارمنی اش یاد گرفت.آکاردئون آموخت و بعد از آن گیتار..دوست داشت در رشته ادبی درس بخواند .. ولی به اجبار در رشته طبیعی مشغول گشت.. رشته ای که هیچ گاه علاقه ای به آن نداشت!!ثمره این اجبار.. ترک تحصیل همیشگی او بود.این اتفاق در سال ۱۳۴۰ روی داد.

فرهاد اولین تجربه خوانندگیش را زمانی آزمود که با دوستان ارمنی اش به اهواز رفته بود. شب اول برنامه گفتند که خواننده گروه بیمار شده و او باید بخواند و او خواند و نا خواسته خوانندگی را تجربه کرد.او به زبان فارسی اجرای بر نامه نمی کرد.. تا زمانی که به او پیشنهاد شد…

فرهاد از بلک کتز و کوچینی شروع کرد و از همان ابتدا طرفداران زیادی نداشت تا بعد از مدتی در میان مردم گل کرد!!در آن زمان بلک کتز پر طرفدار ترین گروه ایرانی شد!!
فعالیت او در بلک کتز از سال ۱۳۴۴ آغاز شد … هنوز پنج دقیقه از خواندنش نمی گذشت که سراسر سالن در سکوت فرو می رفت.

فرهاد بی آزار و منزوی بود. آدم بذله گو و شوخی نبود… همیشه گوشه گیر بود. می شد فهمید که نمی تواند خیلی چیزها را تحمل کند. اما در رفتار هایش نشان می داد. خوش بر خورد و خوش رو بود . البته گاهی اوقات هم بذله گویی می کرد. مثلا زمانی که به معرفی اعضای گروه می پرداخت؛ شوخ طبعی اش گل می کرد. هامو را هملت معرفی می کرد و وقتی که می خواست شماعی زاده را معرفی کند، می گفت: نایس جنتلمن!! شماعی زاده اوایل فکر می کرد فرهاد دارد به او فحش می دهد برای همین ناراحت می شد، حالا شاید اکنون که کمی به زبان خارجه تسلط یافته، می داند آن دو کلمه توهین نبوده است. خودش را که معرفی می کرد می گفت : این منم که پیانو می زنم. بعد که پیانو زدنش تمام می شد، می گفت این یک پیانیست معمولی بود. او مودب بود که هیچ کس را به نام کوچکش صدا نمی کرد.
اولین ترانه ای که خواند؛ در فیلم رضا موتوری پخش شد.


منوچهر اسلامی این گونه از فرهاد روایت می کند :

«در دورانی که از هم جدا بودیم به استودیو رفتم. کاری گرفته بودم که قرار بود برای ارکستر سمفونیک ضبط کنم. نوازندگان ارکستر سمفونی را جمع کردیم. برای ساعت ۱۱ قرار گذاشتیم یعنی در آن زمان باید استودیو در اختیار ما قرار می گرفت. وقتی رسیدیم دیدیم فرهاد در استودیو نشسته، فکر کردیم کارش تمام شده است. بیست و چند نوازنده ارکستر هم آمده بودند، از اپراتور پرسیدم : کار آقای فرهاد تمام شده؟
گفت نه تازه استارت می خواهیم بزنیم!
پرسیدم چند تا کار هست؟ گفت: شش تا.
بچه ها دادشان در آمد که چرا ما رو اینجا آوردید؟ حق داشتند برای هر ترانه حداقل دو تا سه ساعت باید وقت استودیو را گرفت برای ضبط یک آهنگ خواننده باید چند بار کار را قطع کرده دوباره اجرا کند تا مطلوب در آید. به بچه ها گفتم صبر کنید اگر خراب شد .. می روم می گویم وقت مال ماست! فرهاد با یک گیتار نشسته بود، کارش را شروع کرد. ترانه که تمام شد. فهمیدم تمام شده. فرهاد دومی را شروع کرد بعد سوم بعد چهارم و…………… یعنی شش ترانه را در هجده دقیقه خواند. بچه های ارکستر مات و مبهوت مانده بودند که مگر ممکن است؟

بعد ار انقلاب یکی دوبار به او پیشنهاد به رفتن خارج شد که او قبول نکرد . می گفت: برویم آنجا چه کار کنیم؟ برویم همان اهنگهای بلک کتز را بخوانیم؟ آنها دیگر قدیمی شده!
فرهاد خیلی معروف نبود ولی خیلی ها می خواستند با او معروف شوند!!
فرهاد یک انسان کامل بود.آن قدر بی تکبر و کم رو بود که حتی رویش نمی شد که به گارسون دستور غذا بدهد».


ریشه انزوای فرهاد :

فرهاد یک گام از اجتماع جلوتر بود. ناملایمات اجتماع را می دید و از دیدن آن رنج می برد. نادانی دیگران را می دید و غصه می خورد.و همین مسئله او را وادار به سکوت می کرد. شعور بالای فرهاد بود که او را به انزوا کشاند. فرهاد خواننده ای از تبار حقیقت بود. موسیقی از دید فرهاد عارفانه بود نه مطربی!!

اولین اثر فرهاد به زبان فارسی؛ صدای بی صدا نام داشت!! دومین کارش جمعه نام گرفت ترانه ای که به خاطر محتوایش بحث های زیادی را بر انگیخت و به عنوان سیاسی ترین ترانه های دهه پنجاه شناخته شد ؛

توی قاب خیس این پنجره ها / عکسی از جمعه غمگین می بینم / چه سیاهه به تنش رخت عزا / تو چشاش ابرای سنگین می بینم / داره از ابر سیاه خون می چکه / جمعه ها خون جای بارون می چکه
نفسم در نمی یاد / جمعه ها سر نمی یاد / کاش می بستم چشمامو / این ازم بر نمی یاد
جمعه وقت رفتنه / موسم دل کندنه / خنجر از پشت می زنه / اون که همراه منه


سومین ترانه او هفته خاکستری بود. ترانه ای دیگر ...... خلاف جنس ترانه های آن دوران.. تلنگری به انسانهای غرق در زندگی روزمره!!

چهارمین شعر، شبانه احمد شاملو بود. ترانه ای سیاه! شرح حال جامعه که شاعر آگاهانه واژه هایش را انتخاب کرده بود. فرهاد این ترانه را به دکتر صلحی زاده که در ان زمان معروفترین متخصص ترک اعتیاد بود؛ تقدیم کرد.

پنجمین کار او کودکانه نام داشت و ششمین گنجشکک اشی مشی و بعد از ان شبانه ۲.

شبانه 2 به 17 شهریور نسبت داده شد.

یه شب مهتاب / ماه میاد تو خواب / منو می بره / ته اون دره / اونجا که شبا / یکه و تنها / تک درخت بید / شاد و پر امید / می کنه به ناز / دستشو دراز / که یه ستاره / بیفته مثله / یه چیکه بارون


یادداشتی از شهیار قنبری برای فرهاد :

«مرد تنها هم مرد!
برای کسی شدن، برای اسطوره شدن، برای به اوج رسیدن، برای این که تار نماها از مرثیه لبریز شوند ، باید مرد.
مرد تنها هم مرد و اسطوره شد. سوگواران گناهکار دوباره انگشت اتهام به جانب یکدیگر دراز می کنند که بگویند: من بی گناهم. تو بودی که دست او را نگرفتی. تو بودی که گذاشتی تمام شود. و باری آرام می گیرند و به بستر می روند. حافظه ملی ما پاک پاک است، حافظه هنری هم.
هیچ کس هیچ چیز به یاد ندارد این که چه کرده ای مهم نیست. این که چه نکرده ای مهم است. دوباره یکی می رود و ما همه دسته گلهای پوسیده را به پایش پرتاب می کنیم.
بر امواج اینترنت تصویرش را تاخت می زنیم!! شعر می نویسیم؛ رج می زنیم…بغض می کنیم… سبک می شویم…این همه انرژی دیر هنگام به کار هیچ کس نمی آید.
اما اگر زنده بود به دردش می خورد.

از این همه دوستت دارم ها شد و با یک بغل ترانه به خانه رفت.

شانزده سالگیم در یک بر نامه رادیویی قد می کشید. رادیو تهران صبح جمعه، بر نامه آوای موسیقی ، تهیه کننده : هوشنگ قانعی. من نویسنده و گوینده اش بودم. رو به روی من ایستاده بود و کاغذ سیاه و سپید را دوره می کرد. با صدای بی صدا… مثل یک خواب کوتاه.. یه مرد بود یه مرد!! لبخندش را به من بخشید. و روزی دیگر صدایش را به آسمان دوخت. فرهاد پاک بود. روشن بود . نازک بود. آرام بود و دانا بود. فرهاد از همه بهتر بود از همه سر بود.بعد جمعه از راه رسید. جمعه پیروزی نوین.. آمنه آغاسی را پس زد. و بعد اسفندیار به زندان رفت و من در خلوت هشیار و خوش رنگ واروژان؛ در خیابان بیست و پنج کوچه محسنی به هفته خاکستری رسیدم.

بازجوبان اوین گمان می کردند این ترانه را اسفندیار نوشته!! همین طور پیش رفت تا آخرین نجواها!! شعری که در دریا کنار به گل نشست. اسفندیار بر آن موسیقی نوشت . اما به استودیو نرفت.
اسفندیار منفرد زاده به آمریکا رفت و من به انگلیس و فرهاد در خانه ماند. گذشت و گذشت و بعد یک بار دیگر در برابر دوربین نشسته بودم که خبر آمد فرهاد هم رفت!
و بعد هق هق من بند نیامد و هنوز است که نمی دانم با این شور بختی چه کنم؟ فرهاد عشق بود.که دیگر تکرار نخواهد شد!
به همین سادگی و اینک نابلدترین مان؛ این رسوایان بر خاکستردانش اشک می ریزند و مرثیه می خوانند و موعظه می کنندو برای جلد روی نشریه ها عکس می گیرند!! و فرهاد از آن بالا یا از آن پایین می خندد. درست مثل لحظه ای که شعر مرد تنها را مرور می کرد. ‹‹سهراب »می دانست که مرگ پایان کبوتر نیست و فرهاد می داند که دوباره به دنیا می آید. بی وقفه از هفته های خاکستری اینک ققنوسی پر و بال می گشاید که سایه گسترده اش خردی ما هجی می کند.»
و حال خودم می نویسم

فرهاد رفت بقیه هم می روند و هر روز هنرمندانی هستند که از یاد ها پاک می شوند!!
واژه هنرمند آنقدر بزرگ هست که لایق درک کردن باشد ولی متاسفانه هیچ گاه این گونه نبوده است و نمی دانم نخواهد بود یا امیدی به تغییر هست؟

روزها و شبهایی هست که صدایش در گوشم تکرار میشود و در گوشم صدایش فریادی است!!فریادی که از عمق وجودش بر می خواست!! فرهاد را دوست داشته ام و دوست می دارم و تمام هنرمندان این مرز و بوم را که زمانی در کنارم فریادشان شعله می کشید و اینک شعله خاموش گشته است!! فرهاد رفت و در آرامگاهی که واقعا آرامگاه است هنوز لبخندی دلنشین بر لب دارد. و در جایی است که دیگر نه از نامش بلکه از شماره سنگ قبرش شناخته می شود!!
عاقبت همه ما همین است! آنگاه که فراموش شویم چه احساسی می کنیم؟
فرهاد فراموش شد، آنگونه که دیگران!! فراموشی حزن انگیز است!!اشک از چشمانم جاری می شود. ترس این دارم که هنگام خاک سپاریم هیچ کس نباشد و فراموش شده باشم. تنها باشم انگونه که فرهاد تنها بود… انگونه که امروز تنهایم… بر می خیزم…در آیینه نگاهی به خود می اندازم…صدای فرهاد فضای اتاق را پر می کند…در باز می شود؛ فرهاد می آید؛ لبخند همیشگی اش بر دیوار اتاقم سنگینی می کند و اوست که فریاد می زند.!!

می بینم صورتمو تو آینه / با لبی خسته می پرسم از خودم
این غریبه کیه از من چی می خواد / اون به من یا من به اون خیره شدم
باورم نمی شه هر چی می بینم / چشمامو یه لحظه رو هم می ذارم
بخودم می گم که این صورتکه / می تونم از صورتم ورش دارم
می کشم دستمو روی صورتم / هر چی باید بدونم دستم می گه
منو توی آیینه نشون می ده / می گه این تویی نه هیچ کس دیگه
جای پاهای تموم قصه ها / رنگ غربت تو تموم لحظه ها
مونده روی صورتت تا بدونی / حالا امروز چی ازت مونده به جا
آینه می گه تو همونی که یه روز / می خواستی خورشید و با دست بگیری
ولی امروز شهر شب خونت شده / داری بی صدا تو قلبت می میری
می شکنم آینه رو تا دوباره / نخواد از گذشته ها حرف بزنه
آینه می شکنه هزار تیکه می شه / اما باز تو هر تیکش عکس منه
عکس ها با دهن کجی بهم می گن / چشم امیدو ببر از آسمون
روزا با هم دیگه فرقی ندارن / بوی کهنگی میدن تمومشون

در اتاقم بسته میشه…اون رفته.. منم که هنوز تو آیینه نگاه می کنم!! و فردا ماییم که در آیینه نگاه می کنیم!!
یادداشتم رو با حرف همیشگی فرهاد تموم می کنم که آخر تموم حرفاش اینو می گفت:
«به امید باران و صلح!!»


طناز امین :: tannazamin@yahoo.com

 

 

داستان : سیندرلا به ایران آمد

داستان : پاندا کونگ فو کار به ایران آمد

3- دانلود فیلم درباره دوستی دو اسطوره
2- دانلود فیلم حکیم ارد بزرگ کیست ؟
1- دانلود فیلم گفتگو درباره جوک های زهرآگین
حکیم ارد بزرگ در سایت نماشا
حکیم ارد بزرگ در سایت آپارات
فیلم هدیه احمد شاه مسعود
آهنگ زیبایی که احمد شاه مسعود به حکیم ارد بزرگ هدیه داد
آهنگ بسیار زیبایی که احمد شاه مسعود به حکیم ارد بزرگ هدیه کرد
great_orod_حکیم ارد بزرگ کیست؟ _گفتگو با استاد آ بابک همتی
فیلم افشاگری حکیم ارد بزرگ
حکیم ارد بزرگ کیست ؟
فیلم گفتگو با حکیم ارد بزرگ
گفتگو با بزرگترین فیلسوف جهان
گفتگو با حکیم ارد بزرگ
نقد سریال دردسرهای عظیم 2
نقد سریال پایتخت 4
نقد سریال عطسه
نقد سریال شمعدونی همچنان مهمترین دلیل بازدید از وبلاگ رها ماهرو
انتقادات گسترده نسبت به سریال شمعدونی
نقد سریال شمعدونی به کارگردانی سروش صحت
جیگرم ، جیگرم ! جـــیــــگـــر !! اِاااااااا
نقد فیلم نارنجی پوش
نقد فیلم مردها فرشته نیستند
فیلم سینمایی لوسی اثر لوک بسون 2014 - رها ماهرو
فیلم سینمایی لوسی Lucy
نقد فیلم نارنجی پوش از رها ماهرو
نقد و بررسی فیلم پذیرایی ساده از رها ماهرو
نقد فیلم پس کوچه های شمرون ساخته کامران قدکچیان از رها ماهرو
نقد فیلم صندوقچه اسرار با بازی علی صادقی از رها ماهرو
نقد سریال شمعدونی از رها ماهرو
نامه گروه مخالفان ساخت و پخش سریال پایتخت به وبلاگ رها ماهرو
نقد فیلم داستان عوضی ساخته فریدون جیرانی از رها ماهرو
نقد رها ماهرو بر فیلم سینمایی "گورو" محصول هندوستان
نقد انیمیشن قلعه متحرک هاول ساخته هایائو میازاکی از رها ماهرو
نقد رها ماهرو بر فیلم سینمایی "بانتی و بابلی" محصول هندوستان
نقد رها ماهرو بر مجموعه پاندای کنگ فو کار
نقد کلاه قرمزی 94 از رها ماهرو
تهمینه میلانی در برنامه سینما هفت
نقد رها ماهرو بر فیلم سینمایی "پرستو های عاشق"
تهمینه میلانی در برنامه هفت
دزدان دریایی کارائیب - رها ماهرو
نقد فیلم خلافکاران ساخته ضیاء مجابی از رها ماهرو
نقد فیلم دروغگو دروغگو با بازی جیم کری از رها ماهرو
نقد رها ماهرو بر فیلم سینمایی ندای درون - محصول چین
نقد فیلم بیلو آرایشگر از رها ماهرو
درباره سریال پایتخت 4 - نوشته یکی از خوانندگان وبلاگ رها ماهرو
نقد فیلم در حاشیه از رها ماهرو
نقد فیلم هفت خط از رها ماهرو
به نقدهای مسعود فراستی نمره چند می دهید ؟
نقد فیلم شکار ساخته ویلیام فریدکین از رها ماهرو
نقد رها ماهرو بر فیلم سینمایی "دزدان دریایی کارائیب"
نقد فیلم پیروی از قانون از رها ماهرو
نقد فیلم مردها فرشته نیستند
نقد فیلم سینمایی بادیگارد
اعتراض گسترده مخاطبان مجموعه شمعدونی
نقد سریال شمعدونی به کارگردانی سروش صحت
سریال های در حال ساخت تلویزیون
فیلم سینمایی لوسی اثر لوک بسون 2014 - رها ماهرو
واژه هایی که با سرچ آن به وبلاگ رها ماهرو رسیدید
نقد سریال عطسه از مهران مدیری از رها ماهرو
نقد و برسی سریال ویلای من از مهران مدیری
نقد سریال آقا و خانم سنگی ساخته شاهد احمدلو
نقد سریال دردسرهای عظیم 2
حکیم ارد بزرگ و دشمنی بی بی سی با او
ساحل بکرانی بیشترین کلمه سرچ شده
نقد سریال ساعت صفر ساخته سعید سلطانی
نقد سریال دردسرهای عظیم 2 - توسط یک خانوم
نقد و بحث بر سر سریال شمعدونی سروش صحت
نقد فیلم فیلسوف های احمق ساخته سعید چاری
نقد سریال فراموشی
نقد فیلم بی خود و بی جهت ساخته عبدالرضا کاهانی از رها ماهرو
نقد سریال عطسه
نقد سریال دردسرهای عظیم 2
نقد سریال شمعدونی , نقد شمعدونی , انتقاد از سریال شمعدونی
اعتراض به سریال شمعدونی همچنان ادامه دارد
نقدی بر فیلم پرتقال خونی ساخته سیروس الوند از رها ماهرو
نقدی بر سریال شمعدونی از طرف یکی از خوانندگان رها ماهرو
نقد سریال شمعدونی همچنان مهمترین دلیل بازدید از وبلاگ
نقد سریال پایتخت چهار
انتقاد به سریال پایتخت 4
نقد سریال پایتخت 4
نقد سریال شمعدونی
حکیم ارد بزرگ در شیروان
انتقادات گسترده نسبت به سریال شمعدونی
سریال شمعدونی
نقد فیلم چهره درون ساخته تام مک لوکین از رها ماهرو
نقد فیلم دختر شاه پریون ساخته کامران قدکچیان از رها ماهرو
نقد قسمت دوم در حاشیه از رها ماهرو
نقد سریال پایتخت 4 - احمد آگه
نقد فیلم احمق و احمق تر با بازی جیم کری از رها ماهرو
نقد فیلم سنتوری، مرد پائیزی ساخته داریوش مهرجویی از رها ماهرو
نقد فیلم خنده در باران ساخته داریوش فرهنگ از رها ماهرو
نقد فیلم تو و من ساخته محمد بانکی از رها ماهرو
نقد فیلم رستاخیز
امید کریم و علی حسینی - جشنواره فیلم موبایلی